لالایی یه بوسه رو لپ خدا
لالا لالا بخواب آروم جونم
تا من برات یه قصه ای بخونم
یه بچه ای توو شهر قصه ها بود
همش به فکر دیدن خدا بود
دلش میخواس بغل کنه خدا رُ
باهاش بگرده شهر قصه ها رُ
یه بوسه رو لپ خدا بکاره
بهش بگه چه آرزویی داره
یه روز نشست رو بال یه کبوتر
بالا رفت و بالا رفت و بالاتر
سرِ راه یه فرشته ی قشنگ دید
ازش نشونی خدا رُ پرسید
فرشته گفت: گلم، یکی یه دونه
خدا هم رو زمین هم آسمونه
خدا هرجا بخواد میتونه باشه
توو دل کوچیکت میتونه جاشه
صدا داره ولی شنیدنی نیس
خدا قشنگه اما دیدنی نیس
خدا مراقب عروسکاته
به مهربونی مامان باباته
اگه دلت میخواد ببوسی اونو
ببوس مامان بابای مهربونو
کی گفته اون فقط بالای ابراس
خدا هرجا که تو باشی همونجاس
لالا لالا بخواب حالا عزیزم
بیا پایین از اون بالا عزیزم
لالا لالا لالا لالا لالایی
لالا لالا توو آغوش خدایی
خدا خیلی دوسِت داره عزیزم
تو رُ تنها نمیذاره عزیزم
کیفیتهای مختلف و زیرنویس
تولیدات مشابه
از دیدگاه بینندگان